معنی دوشینه

معنی دوشینه

8 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی) منسوب به دوش. (ناظم الاطباء). دوشین. دیشبینه. دیشبی. (یادداشت مؤلف). به معنی دوش که شب گذشته باشد. (آنندراج). || دیشب و شب گذشته. (ناظم الاطباء). شب پیش. دوشین. دوش. (یادداشت مؤلف): گفتم که بیا وعدهٔ دوشینه بیار ور نه بخروشم از تو اکنون چو هزار.فرخی. دوشینه پی شراب می گردیدم افسرده گلی کنار آتش دیدم. (منسوب به خیام). به جان آوردن دوشینه منگر بجان بین کآوریدم دیده بر سر.نظامی. همان افسانهٔ دوشینه گفتند همان لعل پرندوشینه سفتند.نظامی. ملک برخاست جام باده در دست هنوز از بادهٔ دوشینه سرمست.نظامی. ماه دوشینه را رساند به مهد بست کابین چنانکه باشد عهد.نظامی. مگر طشت دوشینه کافتاده بود به وقت سحرگه صدا داده بود.نظامی. ز دهقان دوشینه یاد آمدش. سعدی (بوستان). که دوشینه معذور بودی و مست ترا و مرا بربط و سر شکست. سعدی (بوستان). سحرگه میان بست و در باز کرد همان لطف دوشینه آغاز کرد. سعدی (بوستان). دوشینه به کوی می فروشان پیمانهٔ می به زر خریدم. جلال الدین اکبرشاه (از تاریخ ادبیات صفا ج ۵ بخش ۱ ص ۴۵۵). دوشینه بر آستان یاد از سر درد می مالیدم سر و دو دست و رخ زرد بر حلقهٔ در دست زدم گفت: چرا؟ بیهوده بود کوفتن آهن یوسف عادل شاه. (از تاریخ ادبیات صفا ج ۵ بخش ۱ ص ۴۴۸). - دوشینه شب؛ شب گذشته و دیشب. (ناظم الاطباء). شب دوشین. (یادداشت مؤلف): دیدی چه دراز بود دوشینه شبم هان ای شب وصل آن چنان باش که دوش. عنصری.
[ نَ / نِ ] (ص نسبی) منسوب به دوش به معنی کتف و شانه. || بار بر دوش. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «دوشینه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید