معنی دوستی ورزیدن
8 بازدید
[ وَ دَ ] (مص مرکب) دوستی کردن. دوستی نمودن. محبت ورزیدن. مهربانی کردن. (یادداشت مؤلف): مهربانی و دوستی ورزد تا ترا مکنتی و دسترسی است.سعدی. رجوع به دوستی کردن شود.
کلمات همقافیه با «دوستی ورزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر