معنی دوستکانی
12 بازدید
(حامص مرکب) شراب خوری با معشوق و به یاد دوستان. (ناظم الاطباء). نخب. نخبة. (منتهی الارب). شرب به شادی دوست. دوستگانی. نوشیدن شراب به یاد دوستان. شادی خوردن. و در تداول امروزه گویند: به سلامتی تو یا به سلامتی فلان که غایب است می نوشم. (یادداشت مؤلف). || (اِ مرکب) پیاله و شرابی که با دوست خورند و یا از مجلس از برای او فرستند. (انجمن آرا) (آنندراج). || پیالهٔ پر از شراب که کسی در نوبت خود از روی محبت و صدق و صفا به دیگری دهد. || پیالهٔ ساغر. || مینای شراب و ظرف و آوند شراب. (ناظم الاطباء). رجوع به دوستگانی در همهٔ معانی شود.
کلمات همقافیه با «دوستکانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر