معنی دوستنمای
7 بازدید
[ نَ / نِ / نُ ] (نف مرکب) دوست نما. که خود را دوست نشان دهد. که تظاهر به دوستی کند. (از یادداشت مؤلف). نماید که دوست است و نه چنان باشد: به کامهٔ دل دشمن نشیند آن مغرور که بشنود سخن دشمنان دوست نمای. سعدی.
کلمات همقافیه با «دوستنمای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر