معنی دوز و کلک
7 بازدید
[ زُ کَ لَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) توطئه. حیله. نیرنگ. اسباب چینی. توطئه چینی. حقه بازی: با هزار دوز و کلک خانه را از دست من خارج کرد. (یادداشت مؤلف). - دوز و کلک چیدن؛ توطئه چیدن. کلک جور کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دوز و کلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر