معنی دوزنه
7 بازدید
[ زَ نَ / نِ ] (اِ) نیش هوام و زنبور و پشه. دوژنه: الشعراء؛ مگس که دوزنه دارد. (السامی فی الاسامی). صاحب آنندراج گوید: ظاهراً لفظ «دو» را علیحده گمان برده و در قاموس گوید که الشعرا مگس سرخ و کبود که برشتر و سگ نشیند و چیزی منکر و درشت و اینکه در سامی گفته دوزنه دارد همانا دوزنه یعنی دو نیش مگس که مانند خرطوم فیل است و بدان دو نیش عضو را گزد. (از آنندراج).[ دُ زَ نَ / نِ ] (ص نسبی) مردی که دارای دو زن است. مردی که شوهر دوزن باشد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دوزنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر