معنی دور گذاشتن
6 بازدید
[ گُ تَ ] (مص مرکب) در جای دور قرار دادن. دور کردن. دور نمودن. به جای دور بردن. به فاصلهٔ بسیار قرار دادن : بفرمود پس تاش برداشتند از آن بوم و بر دور بگذاشتند.؟
کلمات همقافیه با «دور گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر