معنی دور پرتاب
7 بازدید
[ پَ ] (ص مرکب) دورانداز. که چیزی را به فاصلهٔ دور پرتاب کند. تیر و یا کمان یا چیزی که چیزی را به مسافت دور بیندازد: نفوح؛ کمان دورپرتاب. (یادداشت مؤلف). رجوع به دورانداز شود.
کلمات همقافیه با «دور پرتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر