معنی دور تا دور
8 بازدید
[ دَ / دُو دَ / دُو ] (ق مرکب) گرد برگرد. پیرامون. گرداگرد. اطراف. حوالی. همهٔ اطراف و جوانب آن: دور تا دور آن باغ را دیوار کشیده اند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دور تا دور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر