معنی دوریکن
8 بازدید
[ کُ ] (نف مرکب) دوری کننده. که دوری کند. که دوری گزیند. دوری گزیننده. || دشمن و حریف. (ناظم الاطباء): زبان گر به گرمی صبوری کند ز دوری کن خویش دوری کند.نظامی. رجوع به دوری کردن شود.
کلمات همقافیه با «دوریکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر