معنی دورپندار
6 بازدید
[ پِ ] (نف مرکب) اندیشه کننده در غور چیزها. (ناظم الاطباء). با پندار عمیق. دوراندیش. دوربین. مآل اندیش. مطلع از چیزهای آینده. (ناظم الاطباء).دوراندیش و بابصیرت.
کلمات همقافیه با «دورپندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر