معنی دورپرواز
7 بازدید
[ پَ ] (ص مرکب) که به مسافت دور پرواز کند. که تا فاصله های بسیار پرواز کند. که تواند به فاصلهٔ بسیار بپرد. کبوتران دورپرواز. که نیروی پرواز به دوردست دارد: آئروپلانهای (هواپیماهای) دورپرواز. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دورپرواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر