معنی دورهگردی
5 بازدید
[ دَ / دُو رَ گَ ] (حامص مرکب) حالت و عمل دوره گرد. سیاری. متحرکی. (یادداشت مؤلف). || طوافی. عمل دوره گرد. کار دوره گرد. (یادداشت مؤلف). رجوع به دوره گرد شود.
کلمات همقافیه با «دورهگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر