معنی دورنگه
6 بازدید
[ دُ رَگَ / گِ ] (ص نسبی) دارای دولون. صاحب رنگی با رنگ دیگر: چای دورنگه در تداول کودکان؛ استکان چای که در نیم زیرین آن آب گرم قند در آن حل شده ریخته باشند و در نیمهٔ بالایی چای تلخ و چون چای بسبب غلظت آب قند با آن درنمی آمیزد درنتیجه چای بطور مجزی دورنگ سفید و قهوه ای می یابد. (یادداشت مؤلف). رجوع به دورنگ شود.
کلمات همقافیه با «دورنگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر