معنی دورنما

معنی دورنما

5 بازدید
[ نُ / نِ / نَ ] (نف مرکب) دورنماینده. که از دور بنماید. که از دور نموده شود و نمایان گردد. || (اِ مرکب) منظره. چشم انداز. منظره که از دور ببینندش. (یادداشت مؤلف).آنچه به چشم آید از دورجای. آنچه به دیده درآید چون از فاصلهٔ بسیار نگرند: از آن بالا دورنمای شهر... پیدا بود. (سایه روشن ص ۱۰). دورنمای آن، کم کم محو و در تاریکی غوطه ور می شد. (سایه روشن ص ۱۲). -دورنمای جایی یا محلی یا چیزی؛ منظره ای از آنجا یا آن محل یا آن چیز که از دور بینند. (یادداشت مؤلف). - دورنمای خوبی داشتن جایی یا چیزی؛ چشم انداز خوبی داشتن آن. زیبایی منظرهٔ آن از دور. (از یاد داشت مؤلف). || صفحهٔ دایره ای شکل که به فرانسه پانوراما گویند و چون شخص ناظر بنگرد مرکز آن را می بیند مقصود خود را مانند کسی که در جای مرتفعی باشد و از هر طرف افق را بخوبی معاینه نماید. (ناظم الاطباء). || تابلوی نقاشی یا عکسی که منظره ای از طبیعت را نشان دهد چنانکه قسمتی از کوهساری را یا رودی را آنچنان که از فاصلهٔ دور خود آن قسمت از طبیعت را بینند.

کلمات هم‌قافیه با «دورنما»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ما» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید