معنی دوردم
7 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) دور حمله. فرستنده از دور. آنکه از فاصلهٔ دور می دمد. دورانداز. توپ و اسلحه که از مسافت دور هدف را میزند: در هر برجی سه ضرب توپ دوردم برعراده ها سوار کرده. (مجمل التواریخ گلستانه).
کلمات همقافیه با «دوردم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر