معنی دوراندیشگی
6 بازدید
[ اَ شَ / شِ ] (حامص مرکب) دوراندیشی. مآل اندیشی. عاقبت بینی. عاقبت اندیشی. تدبیر و پیش بینی پایان کار. (یادداشت مؤلف): چون رکن الدین از دوراندیشگی تقاعد می نمود. (تاریخ جهانگشای جوینی). رجوع به دوراندیش و دوراندیشی شود.
کلمات همقافیه با «دوراندیشگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر