معنی دورانداز
7 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) که دور اندازد. آنکه یا آنچه چیزی را به مسافت دور بیندازد چنانکه کمان تیر را. (از یادداشت مؤلف): نضیحة. (منتهی الارب). مطحر. طحور؛ کمان دورانداز. (منتهی الارب): تا نبیند دل دهنده راز را تا نبیند تیر دورانداز را.مولوی. رجوع به دورانداختن شود.
کلمات همقافیه با «دورانداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر