معنی دورانداختنی
7 بازدید
[ اَ تَ ] (ص لیاقت) هر چیز که سزاوار دورانداختن باشد. (ناظم الاطباء). راندنی. دور ساختنی. || به دور پرتاب کردنی. || فضله ای از هر چیزی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دورانداختنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر