معنی دورافشاره
6 بازدید
[ اِ رَ / رِ ] (ص مرکب) دورافشارنده. که به فاصله بسیار پراند (صفتی ایر را در انزال): زین سرابونی یک اندامی درشتی پردلی مغ کلاهی مغ رویی دیرآب و دورافشاره ای. سوزنی.
کلمات همقافیه با «دورافشاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر