معنی دودناک کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) آمیختن به دود بخار حاصل از ترکیب شیمیایی مواد غذایی در معده. دودآلود ساختن. تیره و کدر کردن : و اگر معده آن را دودناک کند باید دانست که معده ناری است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || کنایه است از پرآه کردن و غمگین ساختن. تیره و تار نمودن : جهان کرد ز آشوب خود دودناک ز بهر چه از بهر یک مشت خاک.نظامی.
کلمات همقافیه با «دودناک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر