معنی دودناک

معنی دودناک

6 بازدید
(ص مرکب) پردود. دودی. (التفهیم). دودآلود. متدخن. آلوده. دودآگین. که رنگ و بوی دود گرفته باشد. کنایه از تیره و آلوده و کدر. که به سیاهی زند. (یادداشت مؤلف). - خنبرهٔ دودناک؛ گنبد دودناک. کنایه است از آسمان کبود و تیره : دامن از این خنبرهٔ دودناک پاک بشویید به هفت آسمان.نظامی. - گنبد دودناک؛ کنایه است از آسمان : دماغی کز آسودگی گشت پاک بچربد بر این گنبد دودناک.نظامی. || آمیخته به دود و بخار حاصل از ترکیبات شیمیایی در دستگاه گوارش یا حاصل از احتراق در دستگاه تنفس. حالت زفیر که اکسیژن را در نتیجهٔ احتراق از دست داده است : می باید که بخار دودناک از وی جدا شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و اگر آروغی دودناک برآید [ از شیر ] چند روزی دست بدارند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و حاجت اندر آوردن هوای تازه است [ به شش ] و بیرون کردن هوای دودناک. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و اگر چه حاجت به هوای تازه اندر آوردن [ به ریه ] فزون از بیرون کردن هوای دودناک باشد نفس متواتر شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). می باید که بخار دودناک از وی جدا شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).

کلمات هم‌قافیه با «دودناک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ناک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید