معنی دودست زدن
8 بازدید
[ دُ دَ زَ دَ ] (مص مرکب) برهم زدن دو دست از روی نشاط و خوشحالی. چپه زدن صفق. دستک زدن. (از یادداشت مؤلف). || دست افشانی کردن. کنایه از خوشحالی کردن است. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دودست زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر