معنی دودزده
7 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) هر چیزی که بوی دود گرفته باشد. (ناظم الاطباء). هر چیز که دود، رنگ آن را تیره کرده باشد. دَخَن. عَثِن. معثون. مدخون. (یادداشت مؤلف). || گوشتی که دود آن را بخشکاند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دودزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر