معنی دوخت و دوز
9 بازدید
[ تُ ] (اِ مرکب) خیاطی. خیاطت. عمل دوختن: دختر فلانی دوخت ودوز خوب بلد است. (یادداشت مؤلف). || خیاطی جزئی. خیاطی های جزیی که جنبهٔ وصله و پینه و تعمیر دارد. (فرهنگ لغات عامیانه). - دوخت ودوز کردن؛ به خیاطت جزیی پرداختن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دوخت و دوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر