معنی دوختنی
6 بازدید
[ تَ ] (ص لیاقت) قابل دوختن. درخور دوخت. رفوپذیر. وصله پذیر. شایستهٔ رقعه زدن. (از یادداشت مؤلف): این خرقهٔ صدپارهٔ ما دوختنی نیست.؟
کلمات همقافیه با «دوختنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر