معنی دوخة
9 بازدید
[ دَ خَ ] (ع اِ) دوخه. رنج و بیماری. (ناظم الاطباء). گردیدن سر به عربی. (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف). دوار و هدام. (المنجد): و اذا شرب اسبوعاً منع البخارعن الرأس والدوخة والصداع الحار والدوار. (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی).
کلمات همقافیه با «دوخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر