معنی دوبهر
5 بازدید
[ دُ بَ ] (ص مرکب) دوبهره. نه دراز و نه کوتاه. (دهار) میانه. (یادداشت مؤلف): مربوع؛ دوبهر. مردی نه دراز و نه کوتاه. (دهار). || (اِ مرکب) دوسوم. دوثلث در تداول فردوسی، چنانکه دوپاس؛ یعنی دوربع و سه پاس؛ یعنی سه ربع و قس علیهذا. (یادداشت مؤلف): چو دارا از ایران به کرمان رسید دوبهر از بزرگان ایران ندید.فردوسی. از ایران و توران دو بهر آن تست همان گوهر و گنج و شهر آن تست. فردوسی. دلش خسته و گشته لشکر دوبهر همی نوش جست از جهان یافت زهر. فردوسی.
کلمات همقافیه با «دوبهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر