معنی دوبرجه
6 بازدید
[ دُ بُ جَ / جِ ] (ص نسبی) دوبامه. دوبرجی. کبوتر که در دو برج آشیان دارد. (یادداشت مؤلف): مثل کبوتر دوبرجه؛ مجازاً، دورنگ و غیرثابت و بوالهوس. رجوع به دوبرجی شود.[ دُ بُ جَ ] (اِخ) دهی است از بخش اسفراین شهرستان بجنورد. دارای ۱۰۹ تن سکنه. آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ دُ بُ جَ ] (اِخ) دهی است از بخش اسفراین شهرستان بجنورد. دارای ۴۴۱ تن سکنه. آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ دُ بُ جَ ] (اِخ) دهی است از بخش جغتای شهرستان سبزوار. دارای ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «دوبرجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر