معنی دواوین
5 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) جِ دیوان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). اداره و دفتر کار وزارتخانه در قدیم. (یادداشت مؤلف). رجوع به دیوان شود. || جِ دیوان به معنی دفتر محاسبه. دفتر حساب. دفتر عمومی برای ثبت درآمد و هزینه. (از یادداشت مؤلف): و نزل و ربع این مستغلات به دواوین سلاطین نمی دهی. (سندبادنامه ص ۱۶۶). عمران بن هرون همدانی انکار مساحت ضیاع خود کرد به نزدیک بعضی از والیان و حاکمان دواوین. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۰۶). || فراهم آمدنگاه کتب و کتابت که در آن لشکریان و اهل عطیه مکتوب باشند. (آنندراج). رجوع به دیوان شود. || کتاب و رسالهٔ شعر هر شاعر. (یادداشت مؤلف). - علم دواوین؛ عبارت است از معرفت اشعار مدونه و ترکیب مصنوعه به اعتبار ترکیب و معنی و اعراب و بنا و سایر رموز و اشارات و عموم لطایف و مناسبات آن. این علم سه فایده دارد: اول آن که علم به کتابت و سنت به واسطهٔ آنکه عربی الدلاله اند موقوف است بر نحو و صرف و لغت و غیر آن از اقسام عربیت و جمیع این اقسام بر دواوین عرب موقوف، زیرا که دلایل همه از آنجاست. و فایدهٔ دوم، وظیفهٔ صاحب این علم آن است که اول معانی مفردات کلمات را معلوم و بعد از آن به حسب ترکیب، معنی بیت را درک کند. و در وجوه اِعراب کلمات اشعار تأویل نماید. فایدهٔ سوم، ذکر اشعار لطیفه و ابیات سایره از عربی و فارسی مناسب در هر مقام. (از نفایس الفنون قسم ۱ صص ۷۳-۷۴).
کلمات همقافیه با «دواوین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر