معنی دواهی
6 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) جِ داهیه. کارهای سخت. امور عظیم. (یادداشت مؤلف). رجوع به داهیه شود. || بلاها. (یادداشت مؤلف). حوادث و سختیهای زمانه. حادثه و آفت. (از غیاث) (آنندراج). جِ داهی و داهیة. سختیها. بلاها. (یادداشت مؤلف). رجوع به داهیة شود.
کلمات همقافیه با «دواهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر