معنی دوان

معنی دوان

10 بازدید
[ دَ ] (نف، ق) صفت حالیه از دو (دویدن). در حال دویدن. (یادداشت مؤلف). دونده. (لغت محلی شوشتر) (شرفنامهٔ منیری) (از انجمن آرا) (از برهان): اخترانند آسمانشان جایگاه هفت تابنده دوان در دو و داه.رودکی. به خواری ببردش پیاده کشان دوان و پر از درد چون بیهشان.فردوسی. دوان داغ دل خستهٔ روزگار همی رفت پویان سوی مرغزار.فردوسی. دوان شد به بالین او اورمزد به رخشانی لاله اندر فرزد.فردوسی. شعر بی رنگ و لیکن شعرا رنگ به رنگ همه چون دیو دوان و همه چون شنگ مشنگ. قریع الدهر. اسب من در شب دوان همچون سفینه در خلیج من بر او ثابت چنان چون بادبان اندر سفن. منوچهری. بزاری روز و شب فریاد خوانم چو دیوانه به دشت و که دوانم. (ویس و رامین). شد آن لشکر بوش پیش طورگ دوان چون رمهٔ میش در پیش گرگ.اسدی. چیست گناهم جز اینکه من نه چو ایشان از پس نادان و میر و شاه دوانم. ناصرخسرو. پس آن کلکها و زبانها همه به مدحت دوان و روان باشدی. (کلیله و دمنه). او سرگران با گردنان من در پی اش بر سر زنان دلها دوان دندان کنان دامن به دندان دیده ام. خاقانی. ور تو در کشتی روی بر یم روان ساحل یم را همی بینی دوان.مولوی. هم در آن هفته یکی را دیدم از ایشان بر بادپایی روان و غلامی در پی دوان. (گلستان). خلق از پی ما دوان و خندان. سعدی (گلستان). بدر جست از آشوب دزد دغل دوان جامهٔ پارسا در بغل.سعدی (بوستان). - دوان آمدن (یا برآمدن)؛ آمدن در حال دویدن. آمدن در حالی که می دود. (یادداشت مؤلف). بشتاب و به حالت دو آمدن : همانگه یکی بنده آمد دوان که بیدار شد شاه روشن روان.فردوسی. بباید دوان دیده بان از چکاد که آمد ز ایران سپاهی چو باد.فردوسی. چو بشنید نوش آذر پهلوان بر آن بارهٔ دژ برآمد دوان.فردوسی. مرا گر بخواهی تو از شهریار دوان با تو آیم درین کارزار.فردوسی. وگر خان را به ترکستان فرستد مهرگنجوری پیاده از بلاساغون دوان آید به ایلاقش. منوچهری. دوان آمدش گله بانی به پیش به دل گفت دارای فرخنده کیش. سعدی (بوستان). - دوان رفتن؛ رفتن در حال دویدن : دوان رفت گلشهر تا پیش شاه جداگشته دید از بر ماه شاه.فردوسی. - دوان شدن؛ در حال دویدن رفتن : اصحاب را چو واقعهٔ ما خبر کنند هر دم کسی به رسم عیادت دوان شود. سعدی. - دوان عمر؛ عمر زودگذر و فرار: عمر را بند کن از علم و ز طاعت که ترا علم با طاعت تو قید دوان عمر تواند. ناصرخسرو. - دوان کردن؛ روانه ساختن. دوانیدن. فراری ساختن. فرار دادن. پراکنده کردن : کزلی و اصحاب او بازگشتند و بر ایشان دوانیدند هر یک را از ایشان در وادیئی دوان کردند. (تاریخ جهانگشای جوینی). || جاری. سایل. روان. (یادداشت مؤلف): دوان خون بر آن چهرهٔ ارغوان شد آن نامور شهریار جوان.فردوسی. بپرسید ز ایشان جهان پهلوان کز این سان دهی و آب هر سو دوان. اسدی. اشک دیده ست از فراق تو دوان آه آه است از میان جان روان.مولوی. || گردان. چرخان. آنچه یا آنکه می گردد. (یادداشت مؤلف): ای خردمند پس گمان تو چیست وین دوان آسیا کی آساید؟ناصرخسرو.
[ دَوْ وا ] (اِخ) نام دهی است از مضافات کازرون که موطن علامه و فاضل دوانی (ملا جلال) بود. (از انجمن آرا) (آنندراج) (لغت محلی شوشتر). دیهی است نزدیک کازرون. (شرفنامهٔ منیری). موضعی است به بلاد فارس. (منتهی الارب). دهی است در نواحی کازرون و از آنجاست جلال الدین محمدبن اسعدالدین اسعد دوانی، مؤلف تاریخ جلالی. (یادداشت مؤلف). دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کازرون. سکنهٔ آن ۲۷۴۷ تن. آب آن از چشمه. راه آنجا ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دَوْ وا ] (اِخ) بیابان بزرگی است در ناحیهٔ حضرموت که از کوههای یمن آغاز می شود و نخست به سوی شرق و سپس به طرف جنوب شرقی تا ساحل اقیانوس هند امتداد می یابد و به نامهای «وادی منوا» و «وادی قصر» و «وادی مسرت» نیز معروف است. این بیابان از دو سمت به جزیرةالعرب محدود است و ۱۴ قصبه و ۱۰ دیه در آن قرار دارد. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «دوان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید