معنی دواعی
7 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) جِ داعیة به معنی سببها. اسباب. انگیزه ها. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). به معنی خواهشها و باعثهاست. (از آنندراج) (از غیاث): از موجب نفرت و دواعی وحشت استعلام کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). دواعی همت و بواعث نهمت ایشان محرک عزم و محرص قصد سلطان شده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). عوادی فتنه و دواعی محنت ایام فترت به حسن ایالت و یمن کفایت او منقطع شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). - دواعی الدهر؛ حوادث زمانه. گرفتاریهای روزگار. (یادداشت مؤلف) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دواعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر