معنی دواشناس
6 بازدید
[ دَ شِ ] (نف مرکب) شناسندهٔ دارو. دواشناسنده. داروشناس. آنکه به داروهای مختلف معرفت دارد. (یادداشت مؤلف). رجوع به داروشناس و داروشناسی شود.
کلمات همقافیه با «دواشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر