معنی دوارج
5 بازدید
[ دَ رِ ] (ع اِ) دوارج الدابة؛ پای های ستور. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پایهای ستور. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دوارج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر