معنی دواتداری
8 بازدید
[ دَ ] (حامص مرکب) شغل و منصب دواتدار. (یادداشت مؤلف): نوشتکین را با دو شغلی که داشت دواتداری فرمود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۸). رجوع به دواتدار شود.
کلمات همقافیه با «دواتداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر