معنی دوآتشه

معنی دوآتشه

6 بازدید
[ دُ تَ شَ / شِ ] (ص نسبی) که دو نوبت تف آتش بدان رسیده باشد. - نان دوآتشه؛ نان که خوب پخته و برشته شده باشد. دوتنوره. (یادداشت مؤلف). || هر چیزی که دو مرتبه تقطیر شده باشد. (ناظم الاطباء). - عرق دوآتشه؛ عرق شرابی که دو مرتبه تقطیر کرده باشند. (ناظم الاطباء). شرابی که مکرر یا دو نوبت کشیده باشند. (آنندراج). || گل دوروی. قسمی گل سرخ. (یادداشت مؤلف). || هر چیز زوردار و قوی. (ناظم الاطباء). رجوع به دوروی شود. || کنایه است از کسی که سخت طرفدار متعصب فرقه یا مذهب یا مسلکی باشد: یکی از پیروان دوآتشهٔ میرزا حسین علی بها، شیخ علی اکبر شهمیرزادی بود. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «دوآتشه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید