معنی ده نو

معنی ده نو

6 بازدید
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دالوند بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد. واقع در ۹هزارگزی شمال خاوری زاغه. دارای ۱۲۵ تن سکنه. آب آن از سراب شیرخان. ساکنین از طایفهٔ دالوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد. دارای ۱۸۰ تن سکنه. آب از چشمه تأمین می شود. ساکنین از طایفهٔ چواری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش ایذهٔ شهرستان اهواز. واقع در ۱۸هزارگزی خاوری ایذه و دارای ۱۷۵ تن سکنه. آب آن از چاه و قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بویراحمد سردسیر بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان. واقع در ۶۸هزارگزی شمال خاوری بهبهان. دارای ۱۲۵ تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. ساکنین از طایفهٔ بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آل حرم بخش کنگان شهرستان بوشهر. واقع در ۸۲هزارگزی جنوب خاوری کنگان. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آن از چاه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گله دار بخش کنگان شهرستان بوشهر. واقع در ۶۸هزارگزی جنوب خاوری کنگان. سکنهٔ آن ۵۰۵ تن. آب آن از چاه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش سروستان شهرستان شیراز. واقع در ۶هزارگزی جنوب باختری سروستان. سکنهٔ آن ۵۰۶ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسله شهرستان خرم آباد. واقع در ۱۷هزارگزی باختر الشتر. دارای ۳۶۰ تن سکنه. آب آن از رود کهمان. ساکنین از طایفهٔ یوسف وند بوده زمستان قشلاق می روند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان علامرودشت بخش کنگان شهرستان بوشهر. واقع در ۱۰۰هزارگزی جنوب خاوری کنگان. سکنهٔ آن ۱۶۹ تن. آب آن از چاه و قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قره باغ بخش مرکزی شهرستان شیراز. واقع در ۲۱هزارگزی جنوب خاوری شیراز. سکنهٔ آن ۲۱۴ تن. آب آن از چشمه و چاه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شراء پایین بخش وفس شهرستان اراک. واقع در ۳۷هزارگزی جنوب باختری کمیجان سر راه عمومی خنداب به میلاجرد. دارای ۱۲۵ تن سکنه. آب از رودخانهٔ شراء. راه آن اتومبیل رو. در این ده از طرف مالک محل بیمارستان ۲۵ تختخوابی دایر و داروی آن از طرف دولت و نصف هزینهٔ دیگر به عهده مالک است. این ده با اسلوب جدید بنا شده خانه های رعیتی ندارد. اندرونی و بیرونی است در اولی که درب آن به خیابان باز می شود زارع ساکن و در قسمت عقب که درب آن از خارج آبادی است دامها جا داده شده و دارای حمام عمومی و خصوصی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. واقع در ۳۱هزارگزی خاور فهلیان. سکنهٔ آن ۹۶ تن. آب آن از رودخانهٔ شور و چشمه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان عیسوند بخش برازجان شهرستان بوشهر. واقع در ۱۰هزارگزی جنوب باختر برازجان. سکنهٔ آن ۱۱۸ تن. آب آن از چاه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستاق بخش خلیل آباد شهرستان کاشمر. واقع در ۱هزارگزی خاور خلیل آباد. دارای ۱۲۱۲ تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیهوک بخش طبس شهرستان فردوس. واقع در ۱۰۸هزارگزی جنوب خاوری طبس. دارای ۲۳۸ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور. واقع در ۱۴هزارگزی خاور فدیشه. دارای ۲۲۲ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بارمعدن بخش سرولایت شهرستان نیشابور. واقع در ۳۰هزارگزی جنوب باختری چکنهٔ بالا. دارای ۱۲۶ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مزینان بخش داورزن شهرستان سبزوار. واقع در۵هزارگزی شمال داورزن سر راه مالرو عمومی مزینان دارای ۱۵۸ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. در تابستان می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فیض آباد محولات شهرستان تربت حیدریه. واقع در ۱۸هزارگزی جنوب باختر فیض آباد. دارای ۱۵۷ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. از تلخ بخش می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زاوهٔ بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه. واقع در ۱۸هزارگزی خاور تربت حیدریه. دارای ۳۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. تابستان از زاوه می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. واقع در ۷۲هزارگزی شمال باختری شوسف. دارای ۲۷۷ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان درزآب بخش حومهٔ شهرستان مشهد. واقع در ۳۳هزارگزی شمال باختری مشهد. دارای ۲۰۵ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ربعشامات بخش ششتمد شهرستان سبزوار. واقع در ۶۲هزارگزی جنوب خاوری ششتمد. دارای ۴۹۰ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گلمکان بخش طرقبهٔ شهرستان مشهد. واقع در ۳۰هزارگزی شمال باختری طرقبه. دارای ۱۳۶ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. راه فرعی به شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شاندیز بخش طرقبهٔ شهرستان مشهد. واقع در ۸هزارگزی شمال خاوری طرقبه. دارای ۱۳۶ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد. واقع در ۲۴هزارگزی شمال باختری فریمان. دارای ۱۰۶ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد. واقع در ۶هزارگزی شمال دورود با ۱۴۵ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برخوار بخش حومهٔ شهرستان اصفهان. واقع در۱۲هزارگزی شمال باختری اصفهان دارای ۳۱۶۶ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سمیرم پایین بخش حومهٔ شهرستان شهرضا. واقع در ۵هزارگزی شمال باختری شهرضا. دارای ۱۹۷۸ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. واقع در ۱۰هزارگزی جنوب باختر فیروزآباد. سکنهٔ آن ۱۴۶ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش شهداد شهرستان کرمان. واقع در ۱۱هزارگزی شمال خاوری شهداد. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سبلوئیه بخش زرند شهرستان کرمان. واقع در۶۴هزارگزی جنوب باختری زرند. سکنهٔ آن ۱۳۲ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالا شهرستان نهاوند. واقع در ۴هزارگزی جنوب شهر نهاوند. سکنهٔ آن ۳۶۰تن. آب آن از رودخانهٔ گاماسیاب تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فعله کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۱۸هزارگزی خاور سنقر. سکنهٔ آن ۳۷۵ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. راه فرعی به سنقر دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان. واقع در ۸هزارگزی جنوب باختری قصبهٔ اسدآباد کنار راه اتومبیل رو فرعی اسدآباد به عاجین. سکنهٔ آن ۳۸۴ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن اتومبیل رو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. واقع در ۳۲هزارگزی جنوب بنجار. سکنهٔ آن ۹۶۸ تن. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود. راه آن فرعی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قهستان بخش مرکزی شهرستان سیرجان. واقع در ۲۵هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد. سکنهٔ آن ۵۰۰تن. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شمیل بخش مرکزی شهرستان بندرعباس. واقع در ۳۵هزارگزی شمال خاوری بندرعباس. سکنهٔ آن ۳۸۶ تن. آب آن از رودخانه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کوه پنج بخش مرکزی شهرستان سیرجان. واقع در ۸۷هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد. سکنهٔ آن ۹۷ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مشیز شهرستان سیرجان. واقع در شش هزارگزی جنوب باختری مشیز. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان یزد. واقع در ۹هزارگزی جنوب یزد. دارای ۱۵۱۵ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن فرعی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد. واقع در۴۰هزارگزی شمال باختری بروجن. دارای ۸۰۷ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ محلی. راه آن فرعی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان موگوئی بخش آخوره شهرستان فریدن. واقع در ۳۰هزارگزی باختر آخوره. دارای ۱۳۴ تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جندق بیابانک بخش خوربیابانک شهرستان نائین. واقع در ۴۶هزارگزی جنوب خاوری خور. دارای ۱۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن فرعی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ دِهْ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۱۵هزارگزی باختر کنگاور. سکنهٔ آن ۲۹۶ تن آب آن از قنات و چشمه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «ده نو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید