معنی ده نه
5 بازدید
[ دَهْ نُ هْ ] (اِ مرکب) زیور و زینت و آرایش هر هفت. (ناظم الاطباء) (از برهان). ده پانزده. کنایه است از زیب وزینت. (آنندراج). زیور و آرایش. (شرفنامهٔ منیری) (از غیاث): موکب شاه اختران رفت به کاخ مشتری شش مهه داده ده نهش چرخ دوازده دری. خاقانی. || نقصان. (ناظم الاطباء). به معنی نقصان کردن. (از برهان). || هر دو چیز که در کمیت و کیفیت نزدیک هم باشند. (از برهان) (از آنندراج). || (عدد مرکب) عدد تسعین و نود. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از شرفنامهٔ منیری). ده ضرب در نه یعنی نود.
کلمات همقافیه با «ده نه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر