معنی ده باش
9 بازدید
[ دِهْ ] (نف مرکب) باشندهٔ در ده. || اهلی. (یادداشت مؤلف). رام و خانگی. (ناظم الاطباء). قققة؛ زاغ ده باش. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ده باش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر