معنی دهین
8 بازدید
[ دَ ] (ع ص، اِ) ناقة دهین؛ ماده شتر کم شیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شتر کم شیر. (دهار). اشتر اندک شیر. (مهذب الاسماء). || لحیة دهین؛ ریش چرب و روغن مالیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || دارویی که در جوهر آن چیزی از چربی و روغن باشد، مانند حبوب. (از قانون ابن سینا کتاب دوم ص ۱۴۷).
کلمات همقافیه با «دهین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر