معنی دهگانی
8 بازدید
[ دَ ] (ص نسبی، اِ مرکب) نوعی از زر مسکوک که در قدیم رایج بوده. (از برهان) (ناظم الاطباء). نوعی از زر بوده که در قدیم رواج داشته است. (از انجمن آرا) (آنندراج).[ دِ ] (حامص مرکب) دهقانی و زراعت و کشتکاری و دهکانی. (ناظم الاطباء). دهقانی و زراعت کردن. (برهان) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دهگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر