معنی دهنده
6 بازدید
[ دَ هَ دَ / دِ ] (نف) که چیزی را دهد. آنکه چیزی را به کسی بدهد. آنچه دهد. مقابل گیرنده؛ دستگاه دهنده. مقابل دستگاه گیرنده در برق و جز آن. (یادداشت مؤلف). || عطاکننده. (ناظم الاطباء). معطی. باذل. بخشنده. (یادداشت مؤلف). معطیه. (از منتهی الارب): نیل دهنده تویی به گاه عطیت پیل دمنده به گاه کینه گزاری.رودکی. - دهندهٔ بی منت؛ خدای تعالی. (یادداشت مؤلف). || زن فاحشه و قحبه. (ناظم الاطباء).[ دَ هَ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش صومعه سرای شهرستان فومن. واقع در ۵/۴هزارگزی شمال صومعه سرا متصل به راه فرعی اتومبیل رو کسما به کله سر. دارای ۲۸۶ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ ماسوله. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «دهنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر