معنی دهلک
6 بازدید
[ دَ لَ ] (اِخ) جزیره ای در دریای احمر مابین یمن و حبشه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). جزیره ای است میان برّ یمن و و برّ حبشه (قاموس). و بدانجا مغاص لؤلؤ است. (نخب سنجاری ص ۳۲). جزیره ای است در دریای یمن و آن لنگرگاه کشتیهاست برای بلاد یمن و حبشه. شهری است کوچک و گرم که در زمان بنی امیه تبعیدگاه مقصران بوده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «دهلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر