معنی دهلقة
6 بازدید
[ دَ لَ قَ ] (ع مص) گرفتن جلد ستور و ستردن موی آن تا صاف و راست گردد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). و رجوع به دهقلة شود.
کلمات همقافیه با «دهلقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر