معنی دهلو
7 بازدید
[ دَهْ ] (اِ مرکب) (مرکب از ده و «لو» که پسوند نسبت و تملک ترکی است) ورق قمار که ده خال دارد. (یادداشت مؤلف).[ دِ ] (اِخ) نام شهری در هندوستان که دهلی نیز گویند. (ناظم الاطباء). صورتی از دهلی و منسوب به آن دهلوی است : سخن زان گونه گفتم من بلند امروز در دهلو که از خواب گران بیدار کردستم به شروانش. امیرخسرو دهلوی (از آنندراج). سریری که شیرین و خسرو زدند ز دارای شروان و دهلو زدند. ظهوری (از آنندراج). و رجوع به دهلی شود.
کلمات همقافیه با «دهلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر