معنی دهله
8 بازدید
[ دِ لِ ] (اِ) گیاهی خاردار که گون نیز گویند. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از برهان). رجوع به گَوَن شود. || قنطره و پل، خواه از چوب و تخته باشد یا از سنگ و آهک و گچ و آجر. (ناظم الاطباء) (برهان). پلی که مردم بر آن گذرند. (آنندراج).[ دَ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در ۳۴هزارگزی جنوب الیگودرز. دارای ۱۹۴ تن سکنه می باشد. آب آن از قنات و چاه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «دهله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر