معنی دهقان نژاد
7 بازدید
[ دِ نِ ] (ص مرکب) از تخمه و تبار دهقان. ایرانی خداوند آب و ملک. ایرانی نژاد. که نژادی اصیل و نجیب دارد. که از نژاد پاک آریایی است. (از یادداشت مؤلف): ز موبد بدین گونه داریم یاد هم از گفت آن پیر دهقان نژاد.فردوسی. کشاورز با مرد دهقان نژاد یکی شد بر ما به هنگام داد.فردوسی. یکی پهلوان بود دهقان نژاد. دلیر و بزرگ و خردمند و راد.فردوسی. ورا نیز بهرام بفریفتی به بند اندر از چاره نشگیفتی... ز دهقان نژاد ایچ مردم مباد که خیره دهد خویشتن را به یاد.فردوسی. چو نزدیکتر گشت آواز داد چنین گفت کای مرد دهقان نژاد.فردوسی. و رجوع به دهقان شود.
کلمات همقافیه با «دهقان نژاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر