معنی دهقان نورد
7 بازدید
[ دِ نَ وَ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) دهقان نوردیده. که دهقان آن را درهم پیچیده باشد. || کتاب تاریخ. (ناظم الاطباء). کنایه است از تاریخ و دفتر حساب. (از آنندراج): گزارندهٔ گنج دهقان نورد گزارندگان را چنین یاد کرد.نظامی. و رجوع به دهقان شود.
کلمات همقافیه با «دهقان نورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر