معنی دهزبانی
7 بازدید
[ دَهْ زَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی ده زبان. || پرحرفی و زیادگویی. (ناظم الاطباء). || کنایه از هرلحظه چیزی گفتن و بر حرف خود ثابت نبودن است. (آنندراج): چون نکردی یک زبانی لاله وار ده زبانی نیز چون سوسن مکن. سیدحسن غزنوی. با نسیم خانه زاد بوستان دوستی ای گل رعنا چو سوسن ده زبانی می کنی. حکیم شفایی (از آنندراج). و رجوع به ده زبان شود.
کلمات همقافیه با «دهزبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر